سبک زندگی منعکس کننده نگرش فرد، ارزش ها و یا جهان بینی اوست. بنابراین سبک زندگیای که مردم دارند بخشی از هویت آنهاست که میتوان گفت مهمترین منبع برای بررسی نوع نگاه و تفکرشان نسبت به مسائل ریز و درشت زندگی است. علاقهمندی تکتک افراد جامعه به علم، هنر، خرید، دکوراسیون، روانشناسی، روابط دوستانه و فامیلی و حتی طبیعت و نوع مصرف و سرگرمی ها و طریقه لباس پوشیدن، مجموعهای است که سبک زندگیشان را تشکیل میدهد.
سبک زندگی ابعاد مختلفـی را در بر مـیگیرد که خبرنگار اخلاق نیوز در گفتگویی با حجت الاسلام رضا رمضان نرگسی عضو هیئت علمی موسسه امام خمینی به بررسی ابعاد آن پرداخته اند.
- سبک زندگی چه ابعادی دارد و از چه زوایایی باید بطور جداگانه مورد بررسی قرار گیرد؟سبک زندگی دارای ابعاد فردی ، اجتماعی ، خانوادگی و سیاسی است. سبک زندگی اسلامی یک شیعه برخلاف سبک زندگی یک آمریکائی بوده ،سبک زندگی آمریکائی به زندگی روزمره اش محدود می شود، در حالیکه یک شیعه دغدغه کشور ، مردم و سیاست را نیز دارد و حتی پیامبر اکرم (ص) در این مورد می فرماید: «اگر مسلمانی شب را صبح کندو دغدغه اش مسلمین نباشند مسلمان نیست.» بنابراین شیعه در سبک زندگی شخصی خود نمیتواند فارغ از مسائل سیاسی و اجتماعی باشد.
ما یک زندگی فردی داریم، یعنی روابط فرد با خودش چطور باشد؟ با اطرافیانش چطور باشد؟ اینکه با مهربانی برخورد کند، کمک به همسر و درک اعضای دیگر خانواده نیز از این بعد است. لذت ها و محبت هایی که در سبک زندگی غربی به اجتماع آمده اسلام آن را در خانواده برده است، یعنی بیشتر خوشی های زندگی در داخل خانواده می باشد. از خانواده که بالاتر می آییم می بینیم که سبک زندگی شیعه نسبت به همسایه ها مطرح است بطوریکه پیامبر(ص) فرمود :«آنقدر جبرئیل در مورد همسایه به من سفارش کرد که فکر کردم همسایه از همسایه ارث می برد.» بنابراین روابط فرد با همسایه ها، همکاران و اطرافیان، حتی کسانی که در بیرون می بیند باید حقوقی را برای آنها رعایت کند و در مقابل این افراد هم باید حقوق او را رعایت کنند.
سبک زندگی شیعه را بررسی می کنیم: جنبه خصوصی- فردی، خصوصی-خانوادگی، اجتماعی که با همسایه ها و اطرافیان بررسی می شود و جنبه سیاسی اجتماعی که نسبت به کشور و جامعه و کل جهان اسلام دارد. این همان سبک زندگی است که اسلام برای انسان در نظر گرفته است و شیعه بایستی آن را رعایت کند. البته یکی از مواردی که باید در زندگی به آن توجه شود بحث ولایت است، در روایت داریم که اسلام بر پنج بنا استوار شده است و بنای پنجمش ولایت می باشد.- آیا ولایت هم جزء یکی از ابعاد سبک زندگی است؟
ولایت پایه سبک زندگی است، یعنی اینگونه نیست که یک محبت قلبی یا خیالی باشد بلکه ولایت امری است که انسان با آن زندگی می کند و در جنبه سیاسی-اجتماعی جای می گیرد، به همین دلیل روایت آخر را آوردم و این یک بخشی از قضیه است. بخش دیگر قضیه اطاعت از امام و اهمیت به نظرات آن است، گوش به فرمان بودن به نظرات امام و در صحنه بودن شیعه جزئی از زندگی اش است و اینگونه نیست که شیعه به مسائل سیاسی بی خیال باشد، در روایت داریم رسول الله فرموده اند: مومن باید سه چیز را رعایت کند:
۱- عملش را خالص کند برای خدا
۲- نصیحت بر امام داشته باشد
۳- همراه جماعت باشد .
و در ادامه توضیح میدهد جماعت یعنی اهل حق بودن حتی اگر تعدادشان کم باشد و در روایت دیگری گفته است: «هرکس یک وجب از جماعت مسلمین فاصله بگیرد از دایره مسلمین خارج شده است.» درحال حاضر جماعت یعنی ولایت و گروهی که با امام هستند. انسان باید این ابعاد را رعایت کند و همه این موارد در سبک زندگی شیعه جای می گیرد.
- چه عواملی در سبک زندگی ها تاثیر داشته و باعث تغییر در آن می شود؟
عوامل زیادی تاثیر گذار هستند، به طو مثال: حکومت دست شیعه نباشد می بینیم که بخشی از ابعاد زندگیها تغییر می کند یا مراجع بطور غیر رسمی کار امام را انجام بدهند (زمانی که حکومت دست فقیه نیست) ،یا شیعه در تقیه زندگی کند و یا در بلاد کفر باشد. این موارد می تواند بعضی از ابعاد سبک زندگی را تغییر دهد، در مراحل پائین تر فردی مانند: رابطه با خانواده و همسایه معمولا تاثیری نداشته و میتوان رعایت کرد.
- شما سبک زندگی شیعی را برای ما توضیح دادید در صورتی که اهل سنت و اقلیت ها هم در جامعه و کشور ما هم زندگی می کنند.
برای اهل سنت ولایت مورد اهمیت نیست، سبک زندگی آنها بیشتر سکولار بوده و روابط سیاسی اجتماعی آنها مانند یک شیعه نیست. باتوجه با اینکه در ایران اهل تسنن و اقلیتها نیز هستند شاید مجبور شویم سبک زندگی را در چند سطح تعریف کنیم. مگر اینکه مسامحه به خرج دهیم و فارغ از دینمان یک سبک زندگیی را تعریف کنیم، که یک ایرانی چطور زندگی می کند.
-سبک زندگی ایرانی و اسلامی از هم جدا هستند؟
منظور از اینکه سبک زندگی ایرانی را تعریف کنیم این بود که برای همه مردم ایران و اقلیتها یک سبک زندگی را با مسامحه تعریف کنیم. اما از آنجایی که ایرانیها از قدیم الایام حق جو و دنبال فضائل بودند، بطور مثال حجاب در ایران باستان شدیدتر از اسلام بود و یکی از مواردی که در باستان گرایی سکولارها و دوران شاه نشان داده می شد این بود که دوران باستان را در عین بی حجابی ترویج می دادند در صورتیکه اگر کسی بخواهد باستان گرایی را ترویج دهد، یکی از شاخصه های زنان باستان حجاب آنهاست که بسیار پوشیده بوده اند.
ایران باستان را که نگاه می کنیم می بینیم برای همین ایرانی ها زودتر مسلمان شدند و علاقمند بودند که خود بطرف اسلام بیایند، چون شاخص هایی که در ایران باستان بود در اسلام نیز می باشد، ما می بینیم که ایرانی های از شش هزار سال قبل موحد هستند و علاقه آنها به اسلام زوری نبوده است. در جنگهای قادسیه و قبل از آن چهار هزار نفر از مردم دیلمان داوطلبانه مسلمان میشوندو به نیروهای اسلام می پیوندند و در جنگ بعدی با یزدگرد سوم با ایرانیان می جنگند.اگر الان این سبک زندگی اسلامی را از ایرانی می خواهیم جدا کنیم بخاطر وضعیتی است که در حال حاضر در ایران وجود دارد.
- مگر الان چه وضعیتی وجود دارد ؟
بخاطر تبلیغاتی که صورت گرفته است، گروهی از مردم ایران متمایل به غرب هستند یا ارمنی ها و بهائیان که در ایران ساکن اند، سبک زندگی هایشان را متفاوت کرده اند. سبک زندگی اینها را حتی نمیتوان با سبک زندگی ایران باستان مقایسه کرد. مثلا ارمنی هایی که در ایران زندگی می کنند و یا غرب زده ها دوست دارند مطابق با زندگی غربی باشند و بیشتر به سبک زندگی غربی نزدیک هستند.
در تعریف سبک زندگی ایرانی، اسلام را در نظر بگیریم راحتر هستیم تا این گروهها را مدنظر قرار دهیم، چون بیشتر این گروها میخواهند سبک زندگی غربی را الگو قرار دهند.
- ما ایرانی هستیم و سبک زندگی ایرانی را خواهی نخواهی در زندگی هایمان تا حدودی داریم ولی از طرفی مسلمان هستیم و سبک زندگی اسلامی خودمان را نیز میخواهیم داشته باشیم، حالا کدامیک از این سبک زندگیها بر آن یکی ارجعیت دارد و در اولویت است ؟
وقتی می گوئیم ما ایرانی هستیم و سبک زندگی ایرانی را باید داشته باشیم، ما در ایران باستان زندگی نمی کنیم و در امروز و حال حاضر هستیم ،حرفهایی در مورد سبک زندگی ایرانی، برای ایران باستان بود بنابراین الانی که ما در آن زندگی می کنیم آمیخته ای از سبک زندگی غربی و اسلامی است.
وقتی ما خانه هایمان را نگاه می کنیم مدل اوپن ساخته شده است و در قسمت حال و پذیرایی آن زن و مرد مختلط هستند این هیچ گونه غرابتی با سبک زندگی اسلامی ندارد و مبلغ زندگی غربی است. معماری خانه ها و مدل زندگی ها، اینها همه جزئی از سبک زندگیمان است.
این اختلاطی که بین زن و مرد وجود دارد از غرب آمده است و سبک زندگی غربی بر زندگی هایمان حاکم است ، از طرفی اسلام نیز دستوراتی داده است. در این بین ما چطور بیائیم بین سبک زندگی غربی و اسلامی یک همزادی درست کنیم؟
- زندگی ما کاملا غربی هم نیست، چیزهای که دوست داشته ایم را از زندگی آنها جدا کرده ایم، درواقع از چیزهای خوب آنها استفاده نکرده و نکات منفی آنها را مورد استفاده قرار داده ایم، پس زندگی ما کاملا غربی هم نیست.
زندگی ما تا حدی غربی شده ولی کامل غربی نیست. ما یک وقتی میتوانیم چیزی که موجود هست را ترویج دهیم، یک وقت میتوانیم فرهنگ سازی کنیم، یک وقتی میتوانیم بگوئیم چه فرهنگی وجود دارد و یک وقتی باید بگوئیم چه فرهنگی باید باشد. یکی از رسالتهای رسانه ها اعم از مطبوعات، صدا سیما و اینترنت فرهنگ سازی است، یعنی بگوید سبک زندگی که الان گرفتارش هستیم چقدرش اسلامی نیست.
سبک زندگی شیعی را بدون آنکه اسمی از شیعه بیاوریم به عنوان سبک زندگی اسلامی جا انداخت. اهل سنت ایران را نگاه کنید می بینید که فرهنگ زندگی اهل سنت فرهنگ شیعه است با اینکه آنها سنی هستند، وقتی با آنها صحبت می کنیم بحث شفاعت را عنوان کرده و می گویند عمر ما را شفاعت کرد یا اینکه در خواب عمر را دیدم در حالی که در تفکرات اهل سنت اساس شفاعت و خواب دیدن زیر سوال است، درست است که اهل تسنن هستند ولی به شدت تحت تفکر و فرهنگ شیعی قرار دارند.
سبک زندگی شیعه را بصورت خیلی ریزتر مورد بررسی قرار داده و در موردش فیلم بسازیم، نمونه یک شیعه را نشان دهیم. چطور آمریکائیها از سبک زندگیهایشان فیلم میسازند، رومان می نویسند و حتی در کارتن هایی که ساخته اند این را به وضوح میتوان دید. ما هم میتوانیم این سبک زندگی اسلامی را در محصولات فرهنگی مان گسترش دهیم و بعد از یک مدت هفت ، هشت ساله می بینیم که اساسا سبک زندگی شیعی و اسلامی تبدیل به زندگی غالب ایرانی ها شده است. ما نباید بخاطر اینکه بخشی از مردم ما شیعه نیستند دنبال سبک زندگی باشیم که اهل شیعه آن را ترویج نمی کند.سبک زندگی که در فرهنگ شیعه تاکید شده را بدون آنکه اسمی از شیعه آورده شود رواج دهیم و به این طریق ترویج دهنده همان سبک زندگی شیعی باشیم. چون اگر بخواهیم روی ایران باستان انگشت بگذاریم که الان وجود ندارد، اگر بخواهیم روی ایران فعلی دست بگذاریم که بخشی از آن غربی است بنابراین ما نمیتوانیم چیزی که موجود است را ترویج کنیم و درست هم همین است.
- چند روز پیش وزیر سابق فرهنگ فرانسه گفته بود باید از ورود سبک زندگی آمریکائی و ترویج آن در فرانسه جلوگیری شود، در صورتی که اگر ما یک فیلم فرانسوی ببینیم اغلب تشخیص نمی دهیم که این یک فیلم فرانسوی هست یا آمریکائی، چون سبک زندگی اینها به هم نزدیک است. با این وجود چه چیزی باعث شد که چنین حرفی راگفته و بخواهد از ورود سبک زندگی آمریکائی به فرانسه جلوگیری شود؟
بخاطر اینکه فرهنگ فرانسوی ها بیشتر روی خانواده دوستی است برخلاف آمریکائیها که خانواده در آن از هم پاشیده شده و در فیلمها نیز این به وضوح نشان داده می شود. به طور مثال: مادر با یک فرزند در حالیکه پدر نیست زندگی می کند و این مسئله جامعه اروپا را تهدید می کند.
خانواده از هم پاشیده یکی از ویژگی های جامعه آمریکاست. در حالیکه اروپائی ها هم به خانواده ، دین و کلیسا اهمیت بیشتری می دهند در صورتیکه آمریکائی ها به لحاظ دینی ، اخلاقی و خانواده فاسدتر بوده و خانواد از هم پاشیده تری دارند، به همین دلیل اروپا نگرانی سبک زندگی خود را دارد.
دغدغه ای که آنها برای فرهنگ خود دارند ما برای دین هم داریم، دینی که برای تمام ابعاد زندگی برنامه دارد. آنها برای دین خود برنامه خاصی نداشته و بیشتر دغدغه فرهنگ را دارند.
گفتگو از نجمه عزتی