متن نوحه های محرم
ای اهل حرم میرو علمدار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد
ای اهل حرم میرو علمدار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد
از خیمه رسد واعطشا از لب طفلان در علقمه شد کشته عمو با لب عطشاندستی که زده بوسه بر آن ساقی کوثر با نیزه و شمشیر جدا گشته ز پیکر
ای اهل حرم میرو علمدار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد
رخصت بده از داغ شقایق بنویسم
از بغض گلوگیر دقایق بنویسم
می خواهم از آن ساقی عاشق بنویسم
نم نم به خروش آیم و هق هق بنویسم
دل خون شد و از معرکه دلدار نیامد
" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
در هر قدمت هر نفست جلوۀ ذات است
وصف تو فراتر ز شعور کلمات است
در حسرت لب های تو لب های فرات است
عالم همه از این همه ایثار تو مات است
از علقمه با دیدۀ خونبار نیامد
" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
سقا تویی و اهل حرم چشم به راهت
دل ها همه مست رجز گاه به گاهت
هرچند تو بودی و عطش بود و جراحت
دلواپس طفلان حرم بود نگاهت
سقای ادب جلوۀ ایثار نیامد
" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
افتاد نگاه تو به مهتاب دلش ریخت
وقتی به دل آب زدی آب دلش ریخت
فرق تو شکوفا شد و ارباب دلش ریخت
با سجدۀ خونین تو محراب دلش ریخت
صد حیف که آن یار وفادار نیامد
" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
انگار که در علقمه غوغا شده آری
خونبارترین واقعه بر پا شده آری
در بزم جنون نوبت سقا شده آری
دیگر پسر فاطمه تنها شده آری
این قافله را قافله سالار نیامد
" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
ای علقمه از عطر تو لبریز برادر
ای قصه ی دست تو غم انگیز برادر
بعد از تو بهارم شده پاییز برادر
برخیز حسین آمده برخیز برادر
عباس ترین حیدرکرار نیامد
" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
حسین علاءالدین السلام عليک يا ابا عبدالله
السلام عليک يا ابا عبدالله
سبط خير الورى يا حسين يا حسين - شمع بزم ولا يا حسين يا حسينخون پاک خدا يا حسين يا حسين- دٌرّ بحر سما يا ابا عبداللهجان بقربان تو اي عزيز بتول-از تو شد جاودان دين پاک رسولعالمي از غمت گشته زار و ملول- با کام تشنه ات يا ابا عبداللهچون بآب فرات لشکر حق رسيد- در گلستان دين نورشادي دميدپر ثمر شد زنو نخل باغ اميد- شد جهان روشن از جلوه ي ثار اللهمکتب کربلا درس سازندگي است- درس حريّت ودرس آزادگي استخادمي درش بهترين زندگي است- تربتش مسلخ عشق انصار الله ای اهل عالم ماتم بگیرید - شد کشته عطشان فرزند زهرا ای اهل عالم ماتم بگیرید - شد کشته عطشان فرزند زهراصد وامصیبت سبط پیمبر - غلطان بخون است بر خاک صحرابر کوفه او بود با اینکه مهمان - کشتند او را با کام عطشانرأسش به نیزه کردند عدوان - گریان سر او بر نیزه بر مااو را به کوفه مهمان نمودند - پیراهنش را از تن ربودندخیمه گهش را گریان نمودند - طفلان او آواره به هر جایک جای سالم در پیکرش نیست - جز من به زاری کس در برش نیستافسوس میر نام آورش نیست - بر نهر علقم افتاده از پانی فرصتی تا بر او بنالم - بر نیزه رأسش گرید به حالمطوفان غم ها بشکسته بالم - شد دامنم از اشکم چو دریاکوفی به گردم در شادمانی - طفلان به دورم در نوحه خوانیخشک از عطش گشته هر زبانی - آواره اندر این دشت و صحراتا جامه اش را از تن ربودند - داغی دگر بر داغم فزودندطفلان ز سیلی چهره کبودند - نبود معین بر آل طاهااز خدعه نامردان کوفه - با اینکه او بود مهمان کوفهجسمش دریدند گرگان کوفه - آه از جفای این قوم اعداتا پیکرش را بی سر بدیدم - فریاد جانکاه از دل کشیدمدل از حیاتم دیگر بریدم - لرزان آهم شد عرش اعلایا رب بحق این نعش عریان - یا رب به اشک طفلان گریانیا رب بحق این رأس تابان - دیدار او را کن قسمت ما بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
برخیز از جا عزیز فاطمه بنگر حال سکینه دخترت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
جسمت صدپاره از تیغ و سنان گریان از سوگ تو هفت آسمان
جبریل در ماتمت بر سر زنان خنجر بنهاده کی بر حنجرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
فیض انوار رب العالمین سرو بستان ختم المرسلین
از چه غلطان به خونی بر زمین محزون شد قلب زینب خواهرتبابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بعد از قتل تو ای جان پدر گردید اهل و عیالت دربدر
آتش در خیمه گاهت شعله ور غارت رفته حریم اطهرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
کردند این کوفیان بی حیا ظلمی بی حد به آل مصطفی
کندند با گوشواره گوش ما بی کس اطفال نیکو منظرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
برخیز ای زیب آغوش رسول بنگر ای مونس جان بتول
حال درداهانت بین و ملول زد شمر سیلی به روی دخترت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بوسم زخم و جراحان تنت بنشان بابا مرا بر دامنت
دست را حایل کنم بر گردنت زد شمر سیلی به روی دخترت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
می کش دست نوازش بر سرم شاید یابد تسلا خاطرم
تا کی غلطان به خونت بنگرم هستم بابا سکینه دخترت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
گشتند یاران و انصارت شهید عون و فضل و علمدارت شهید
جمع جند وفادارت شهید بابا کو اصغر و کو اکبرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
فریاد از ظلم و جور اشقیا تشنه لب در زمین کربلا
از چه کردند شهیدت یا ابا رخشان بر نیزه رأس انورت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
شاعر: حاج حبیب الله معلمی بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
برخیز از جا عزیز فاطمه بنگر حال سکینه دخترت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
جسمت صدپاره از تیغ و سنان گریان از سوگ تو هفت آسمان
جبریل در ماتمت بر سر زنان خنجر بنهاده کی بر حنجرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
فیض انوار رب العالمین سرو بستان ختم المرسلین
از چه غلطان به خونی بر زمین محزون شد قلب زینب خواهرتبابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بعد از قتل تو ای جان پدر گردید اهل و عیالت دربدر
آتش در خیمه گاهت شعله ور غارت رفته حریم اطهرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
کردند این کوفیان بی حیا ظلمی بی حد به آل مصطفی
کندند با گوشواره گوش ما بی کس اطفال نیکو منظرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
برخیز ای زیب آغوش رسول بنگر ای مونس جان بتول
حال درداهانت بین و ملول زد شمر سیلی به روی دخترت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بوسم زخم و جراحان تنت بنشان بابا مرا بر دامنت
دست را حایل کنم بر گردنت زد شمر سیلی به روی دخترت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
می کش دست نوازش بر سرم شاید یابد تسلا خاطرم
تا کی غلطان به خونت بنگرم هستم بابا سکینه دخترت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
گشتند یاران و انصارت شهید عون و فضل و علمدارت شهید
جمع جند وفادارت شهید بابا کو اصغر و کو اکبرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
فریاد از ظلم و جور اشقیا تشنه لب در زمین کربلا
از چه کردند شهیدت یا ابا رخشان بر نیزه رأس انورت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
شاعر: حاج حبیب الله معلمی ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
روز عاشورا
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
ای توسن فرخ لقا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
بردی به مُلک لامکان ، سوی معراجش
بنهـاده بـر سـر کبریا ، از شرف تاجش
یا بر خدنگ کوفیـان ، کـردی آماجش
احـوال او بـرگو به ما ، کو حسین(ع) من؟
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
ای پیک فـرخ پـی بگـو ، کو سلیمانم
کاندر ره او مانده است ، چشم گریانم
بنهاده بی کس از چـه رو ، در بیابانم
ای هدهد شهر صبا ، کو حسین(ع) من؟
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
رفت از پی آب حیات ، خضر راه من
میـر سکنـدر پاسبـان ، پـادشاه من
رفت از عطش بر آسمان ، دود آه من
در این زمین پر بلا ، کو حسین(ع) من؟
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین من(ع) ، نور عین من
جان داد و در راه وفا ، کو خلیلالله؟
قربانـی راه خدا ، کــو ذبیــح الله؟
ثاراللهم را بردهای ، سوی قربـانگاه
از چه نیامد از منا ، کو حسین(ع) من؟
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
گردید زینت واژگون ، از چه ای توسن؟
یالت چرا شد غرقه خون؟ بازگو بر من
شد راکبت را در کجا ، از فرس مسکن
بـی مونس و بی آشنا، کو حسین من؟
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
بردی حسینم را کنون ، در صف هیجا
ای اسـب بـیصاحب چرا ، آمدی تنها
دارد سکینـه در حـرم ، شـور و واویلا
گویـد رقیـه وا ابـا ، کـو حسیـن(ع) من؟
ای ذوالجناح با وفا، کو حسین(ع) من ، نور عین من
گو شمر ببریده سرش ، می نکن پنهان
لکـن حسینم تشنـه رفت ، جانب میدان
تر شد گلوی خشک او؟ ، داد و وانگه جان؟
یا تشنه شد رأسش جدا؟ ، کو حسین(ع) من؟
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
_____
سبک نوحه را ازاینجا دریافت کنید علي اصغرم لالاي، لايي مادرم لالاي
بخواب اي غنچه ي پرپر، بخواب اي کودک مادر
علي اصغرم لالاي، لايي مادرم لالاي
عزيزم از چه بيتابي چرا مادر نميخوابي؟
گمانم تشنه آبي، علي اصغرم لالاي
مزن آتش به جان من، مبر تاب و توان من
ببين اشک روان من، علي اصغرم لالاي
چرا مادر علي جانم نميگيري تو پستانم
چه ميخواهي نميدانم، علي اصغرم لالاي
عزيز من مکن غوغا بخواب اي کودک زيبا
مسوزان قلب مادر را، علي اصغرم لالاي
مزن آتش دل من را مسوزان حاصل من را
علي اصغرم لالاي، لالايي مادرم لالاي
چه شور است اين به سر داري، مگر ميل سفر داري؟
مکان و منزل من را علي اصغرم لالاي
نخوابم در کنار تو خزان گردد بهار تو
چنين مادر مکن زاري، علي اصغرم لالاي واویلا، واویلا، شب قتل حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
امشب شب عاشورای خسرو خوبان است – از بهر هفتاد و دو تن زهرا پریشان است
جن و ملک زین ماجرا غمگین و نالان است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
امشب حسین بن علی اندر دعا باشد – تا صبح مشغول عبادت با خدا باشد
فردا سر نورانیش بر نیزه ها باشد – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
امشب به خیمه اصغر شیرین زبان خواب است – فردا ز سوز تشنگی نالان و بی تاب است
در کربلا از بهر طفلان آب نایاب است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
فردا حسین تشنه لب تنهای تنها می شود – از ظلم جور کوفیان افسرده زهرا می شود
گریان ز هجر اکبرش غمدیده لیلا می شود – در عالم، در عالم فریاد شور و شین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
فردا در این صحرا شود کشته علی اکبر – گردد جدا دست از تن عباس نام آور
باشد حسین بن علی بی مونس و یاور – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2) دانلود نوحه بی برادر شده ام با صدای کربلایی مرتضی حبیب پور بی برادر شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا
دانلود فایل صوتی نوحه بی برادر شده ام با صدای کربلایی مرتضی حبیب پور
متن نوحه در ادامه مطلب ادامه مطلب نهاد پا در فرات، خواست لبی تر کند
نهاد پا در فرات، خواست لبی تر کند برای اهل حرم، آب میسر کند
داغ عطش بر لبش هر طرفش دشمنی باز در این مهلکه یاد برادر کند
تشنه لب داده جان بر لب دریای آب خجل از روی او گشته دل آفتاب
دست عباس چون جدا شد محشری در خیمه ها شد
علم افتاده و نیست علمدار حسین، یا حسین علم افتاده و نیست دگر یار حسین، یا حسین
یک طرف دست یک طرف مشک دل پر از خون دیده پر اشک
چو آمد از علقمه نوای ادرک اخا بگفت ای برادر زپا فتادم بیا
رسید چون این نوا به گوش اهل حرم ز آب بگذشته و به لب همه این نوا
علم افتاده و نیست علمدار حسین، یا حسین علم افتاده و نیست دگر یار حسین، یا حسین
یک طرف دست یک طرف مشک دل پر از خون دیده پر اشک
ساقی لب تشنگان گرچه زتن داده دست پرده ظلمت درید بند ستم را گسست
داده سرو داده جان در ره آزادگی بر دل حق باوران داغ غم او نشست
سرخی خون او پشت ستم بشکند عاقبت خانه ظلم زبن بر کند
کربلا شد شور محشر مرگ و نفرین بر ستمگر
لينك دانلود ساربانا مهلتی آرام جان گم کرده ام
دم نوحه :
ساربانا مهلتی آرام جان گم کرده ام
من در این دریای خون در گران گم کرده ام
ادامه:
ساربانا مهلتی دارم در این جا مشگلی
رفته از دستم گلی از وی نبردم حاصلی
اندر این دشت بلا رفته زدستم نوگلی
من حسین باوفا آرام جان گم کرده ام
ساربان بهر خدا یک ساعتی آهسته تر
اندر این دشت بلا گم گشته از من تاج سر
یعنی یک دنیا برادر از من خونین جگر
اندر این صحرا ززجور گوفیان گم کرده ام
ساربانا مهلتی تا تابر سر نعش حسین
راز دل گویم ببارم خون دل از هردو عین
در عزایش عالمی را پکنم از شور و شین
من برادر در میان خاک و خون گم کرده ام
مهلتی تا جستجویی اندرین صحرا کنم
در میان قتلگه من کشته ام پیدا کنم
بر سرنعش برادر دیده را دریا کنم
خاک بر فرقم که نور دیدگاه گم مرده ام
http://haj-mokhtar.blogfa.com/ وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنم وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنم وقتی که غم میبینم یاد غم یار میکنموقتی که آب میبینم یاد لب سقا میکنم وقتی که گل میبینم یاد گل لیلا میکنمآقا به عشق کربلا می کشی عاقبت مراخونم حلالت آقا خونم حلالتبه عشق بین الرحمین می کشی ام چرا حسینجون ناقابلمو بگیر اما منو کربلا ببر چیزی ازت کم نمیشه بیا و آبرو بخردوست دارم اون روزی که وا می شه راه کربلا تن صد پاره من مونده باشه تو سنگرازیر آفتاب بسوزه پیکر بی مزار منزائرای کربلا رد بشن از کنار من نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب
این نوحه را اهنگران خوانده است
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
دل می رود خبر دهد به زهرا که بچه ات فتاده روی صحرا ببین خزان رسیده نوگلت را بیا نما جراحتش مداوا
حسین تو غریب و تنها خفته حسینت اینجا خفته
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسینت اینجا خفته
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
منای من زمین کربلا شد تشنه جگر سر از تنم جدا شد
به این شهادتم خدا را رضا شد حماسه ها زخون من به پا شد
ذبیح حق سر از تنش جدا خفته حسین اینجا خفته
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسینت اینجا خفته
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
ز تیغ کین بریده حنجر من به روی نی نزاره کن سر من هزار پاره پاره پیکر من به پیش دیده ی دو خواهر منبه قتلگه راه مسیحا خفته حسینت اینجا خفته
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
رَوی تو چون به سوی شام ویران همره تو قافله ی اسیران حماسه ساز صحنه ی جهادم گوهر عشق و روح عدل و دادممیان خون عزیز زهرا حسین اینجا خفته
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲) بيا مادر از حرم بيرون سرو بستانت ميرود ميدان دم نوحه:بيا مادر از حرم بيرون سرو بستانت ميرود ميدانكفن بنما بر تن قاسم مونس جانت ميرود ميدانادامه:بيا مادر درد دل گويم اين دم آخر با تو از احسانمكن ديگر بعدم اي مادر گريه و زاري ناله و افغانبود يارم اندر اين صحرا اي ستمديده خالق سبحانزجور چرخ گل مادر از گلستانت ميرود ميداناگر ديدي پيكرم را در خاك و خون غلطان صبر كن مادراگر ديدي راس من بر ني چون مه تابان صبر كن مادراگر ديدي پيكرم را در خاك و خون غلطان صبر كن مادرحلالم کن ناز پرورده روی دامانت میرود میدانرهایم کن تا که بنشینم بر براق مرگ با هزار افغانکه جولانم گشته ای مادر دیده گریان غرقه جانانز خون من باید این صحرا لالهگون گردد از دم پیکانشود جسمم طوطیا از کین جان جانانت میرود میدانبیا مادر لحظه ای بنشین در کنار من از ره یاری من كه مانند نى در نوایم عاشقم عاشق كربلایم
من كه مانند نى در نوایم عاشقم عاشق كربلایمروز و شب در غم و شور و شینم عاشق كربلاى حسینمخادم كوى آن نور عینم عبد درگاه آن مقتدایمگر چه بگذشته دور جوانى لیك در پیرى و ناتوانىبلبل آسا كنم نغمه خوانى تا كه باشد طنین در صدایمیا حسین جز تو شاهى ندارم جز تو شاها پناهى ندارمعاشقم من گناهى ندارم حق بود شاهد مدّعایمیا حسین اى عزیز پیمبر زاده عصمتِ پاك داورزیب عرش خدا پور حیدر با غم و عشق تو آشنایممن چو مجنون صحرا نوردم آشنا با غم و رنج و دردمتا فداى وفاى تو گردم در رثایت سخن مى سرایمگشته ام تا به مهر تو پاى بند گر جدا گردَدَم بند از بندنگسلم از تو یك لحظه پیوند اى شهید سر از تن جدایمیا حسین جان عالم فدایت جان به قربان مهر و وفایتبین كه (مردانى ) با وفایت اشك خون ریزد از دیده هایمحق به محشر چو خواهد حسابم در سؤ الش بود این جوابمذاكر زاده بو ترابم مرثیت خوان آل عبایم دانلود نوحه به یاد کربلا دلها غمین است با صدای حسین فخری
دانلود کنید
به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)
بـسـوز ای دل که امروز اربـعیـن است *** عـزای پـور ختـم المرسـلیـن است
مـرام شـیـعـه در خـون ریـشـه دارد *** نگـهبانی ز خط خـون چنین است
حـسـین بن علـی سالار دین است *** امـام و رهـبـر اهـل یـقـیـن است
قــیـام کـربـلـــا گـشـت تـــا قـیـامـت *** سراسر درس بهـر مسلمین است
به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)
حسین است آنکه با حـق همنشین است **** خـدا را حـجـت و دیـن را امـیـن اسـت
حسین است آنـکه درخـط شهـادت **** امــام اولــیــن و آخـریــن اسـت
حـسـین است آنــکـه حـق را جـاودان کــرد **** حسین اسـت آنکه بـاطـل را عیان کرد
حسین اسـت آنکه حکـم دیـن بیان کـرد **** حسین است آنکه با قرآن قرین است
به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)
دل مــا در پـی آن کـاروان اسـت *** که از کرب و بلا با غم روان است
چه زنجـیری به دست و بـازوان اسـت *** کـه گـریـان دیـده ی روح الامـیـن اسـت
اگر در کربـلا غـم بـی شمـار است *** اگــر دل هـای شـیـعه داغـدار است
اگر چـشـمان مـهـدی اشکبار است *** ز داغِ آن وداعِ آخـــــــریــــــن اســـت
به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)
پیام خون خطابی آتشین است *** بقاءِ دیـن قرینِ اربعیـن است
کــه تــاریـخِ پُـر از خـون و شـهـادت *** سراسر اربعین در اربعین است
به دورانِ سیاهِ سلطه ی شب *** که میدوزند از افشاگران لب
جـهـادِ حـضـرت سـجـاد و زیـنـب *** بیانِ خطبه های آتشین است
زبـانِ زیـنـب٬این بـانـوی پُــر درد *** که هست آموزگارِ هر زن و مرد
چنـان در کـوفـه طـوفانـی به پـا کرد *** تو گویی خود٬امیر المؤمنین است
اسیران را چو بر محمل نشاندند *** تـو گویی تیر غم بر دل نشاندند
گُلی را چیده و در گِل نشاندند *** رقیه آن گل شادابِ دین است
دیـار شـام با غـم ها قـریـن اسـت *** قلوب شیعیان زین غم حزین است
مـزار زیـنـب و قـــبـــر رقـیــه *** تجلی گاه عشق عارفین است
به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)
شهادت نامه ها خوبان نوشتند*** چه خوش با خون خود عنوان نوشتندبه دل بستند با دلدار پیمان*** به خون سرخطّ آن پیمان نوشتندبیابان لاله گون کردند و رفتند*** کتـاب عـشـق را ایـنان نوشتندبُوَد خون شهیدان پاک، از آنرو*** که بـا آن مـعنی قـرآن نوشتندشهیدان امتحان خـویش دادنـد *** که درس عشق تا پایان نوشتندگَهی در مسجد و گاهی به محراب *** گَهی در صحـنه میـدان نوشتندبــرای درد مظلـومان عـالم *** طبیبان نسخه درمـان نوشتندبدستور خــدا نام شـهـیـدان *** به باب روضه رضوان نوشتندبه خـون هر شهیـدی یـادواره*** به بـرگ لالـه کنـعـان نوشتند شام غریبان امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است
امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند
تا صبح گریانند
امشب به روی کشته ها در ناله مرغانند
چون نی در افغانند
بر خاک بی غسل و کفن رعنا جوانانند
خوابیده عریانند
بر غربت اجسادشان عالم پریشان است
شام غریبان است
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب عیال مصطفی در گوشهء صحرا
بی منزل و ماوا
اموالشان تاراج کین از فرقهء اعدا
ای آه و واویلا
خون می رود امشب ز چشم دختر زهرا
اف بر تو ای دنیا
آل علی ویران نشین اندر بیابان است
شام غریبان است
امشب یتیمان جهان در گوشهء هامون
غلطان به بحر خون
اندر هوای خاتم او بزدل ملعون
دیوانه و مجنون
سازد جدا انگشت او آن بی حیای دون
ای چرخ شو ویران
کی خاتم محبوب حق در خورد دیران است
شام غریبان است
امشب به بالین حسین زینب عزادار است
بر غم گرفتار است
امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است
از دیده گریانست
زهرا به دور کشته ها با خیل حوران است
از دیده خونبار است
امشب فلک گریان به حال آل اطهار است
شام غریبان است
امشب تن پاک حسین در قتلگاه بی سر
در بحر خون اند
خوابیده بی غسل و کفن با اکبر و اصغر
با یاوران یکسر
آثار ظلم خولی مردود سگ کمتر
در کنج خاکستر
گاهی به حال دختران اندر پرستاری
از راه غمخواری
گاهی کند در مطبخ خولی
آن عصمت باری
از ماتمش خائف نواخوانست و گریان است
شام غریبان است امشب حرم آل علی، آب ندارد امشب حرم آل علی، آب نداردطفلان مصیبت زده را خواب نداردیک امشب علی اصغر ِ بی شیر بخوابدفردا به روی دست پدر، تاب نداردای وایای وایای وایامشبی را شه دین در حرمش مهمان استمکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع شد اخرین دیدار ما خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)
ای خواهر غمدیده بیقرار من - هستی انیس و مونس و غمگسار من
آتش مزن بر سینه داغدار من - نور دل خیر النساء خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)
دارم تمنا این دم آخر از تو من - خواهر ز خیمه آور آن کهنه پیراهن
تا این دم آخر کنم من ورا بر تن - ای یادگار مرتضا خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)
این آخرین دیدار ماست مهربان خواهر - سخت است دل کندن ز تو لحظه آخر
تنها تو می مانی و این لشکر کافر - بر حق سپارم من تو را خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)
من می روم میدان که دین جاودان ماند - حق و حقیقت پایدار در جهان ماند
خواهر چو بینی راسم از تن جدا گردد - صد پاره جسم از دم نیزه ها گردد
تیر سه شعبه در دل من رها گردد - کم استقامت در بلا خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)
در قتلگه بینی اگر حسم من عریان - بینی تنم افتاده در خاک و خون غلطان
پیش چشم خصم دین تو نما افغان - بر کودکان مضطرم مهربانی کن
بر اهل بیت و دخترم مهربانی کن - بر غنچه های احمرم باغبانی کن
راسم انیست هر کجا خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)
بر کوداکنم خواهرم جای مادر شو - با صبر خود اسلام را یار و یاور شو
در این سفر رسوا گر قوم کافر شو - ای قهرمان کربلا خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲) نيزه شكستهها را بزن كنار زينب
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
دل می رود خبر دهد به زهرا - که بچه ات فتاده روی صحرا
ببین خزان رسیده نوگلت را - بیا نما جراحتش مدوا -
حسين تو غريب و تنها خفته حسينت اينجا خفته
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسينت اينجا خفته
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
منای من زمین کربلا شد - تشنه جگر سر از تنم جدا شد
به این شهادتم خدا رضا شد - حماسه ها ز خون من به پا شد
ذبيح حق سر از تنش جدا خفته - حسینت اینجا خفته
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسينت اينجا خفته
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
ز تیغ کین بریده حنجر من - به روی نی نزاره کن سر من
هزار پاره پاره پیکر من - به پیش دیده ی دو خواهر من
به قتلگاه راه مسحیا خفته حسينت اينجا خفته
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
روي تو چون به سوي شام ويران - همره تو قافله اسيران
حماسه ساز صحنه ی جهادم - گوهر عشق و عدل و دادم
میان خون عزیز زهرا خفته حسينت اينجا خفته
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73065&musicID=75517 فردا حسین سر می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهد
امشب حسین دلداری فرزندخواهر می دهد فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب شه دنیا و دین،با قلب مجروح و غمین - گوید به زین العابدین باشد وداع آخرین
ای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین - فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان این از غم سلطان دین آن از فراغ نوجوان
این در صدای الحذر آن در نوای الامان این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب حسین در کربلاگردد به دور خیمه ها - گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخا
گاهی به فکر کودکان گه در نماز و در دعا - فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب همه اطفال او را تشنگی در گفتگو - غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده مو
باشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو - فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می کند
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر - هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گه به سر
گوید که ای جان پدرعزم سفر مگر داری - سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲) واویلا، واویلا، شب قتل حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
امشب شب عاشورای خسرو خوبان است – از بهر هفتاد و دو تن زهرا پریشان است
جن و ملک زین ماجرا غمگین و نالان است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
امشب حسین بن علی اندر دعا باشد – تا صبح مشغول عبادت با خدا باشد
فردا سر نورانیش بر نیزه ها باشد – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
امشب به خیمه اصغر شیرین زبان خواب است – فردا ز سوز تشنگی نالان و بی تاب است
در کربلا از بهر طفلان آب نایاب است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
فردا حسین تشنه لب تنهای تنها می شود – از ظلم جور کوفیان افسرده می شود
گریان ز هجر اکبرش غمدیده لیلا می شود – در عالم، در عالم فریاد شور و شین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
فردا در این صحرا شود کشته علی اکبر – گردد جدا دست از تن عباس نام آور
باشد حسین بن علی بی مونس و یاور – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2) حضرت عباس
سبک نوحه
تشنگان حرم عشق همه گوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید
ناله واعطشا را همه خاموش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید
می رسد دم به دم از علقمه فریاد حسین کیست این لحظه کند روی به امداد حسین
خیمه ها را همگی جمله سیه پوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید
جسم عباس علمدار زمین افتاده با لب تشنه نگهبان حرم جان داده
می ز جام غم و انده و الم نوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید
کیست مردانه چو عباس علم برگیرد رمق از پیکره ظلم و ستم برگیرد
علم اشک و عزا را همه بر دوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید
گل نثار تن صدپاره عباس کنید با گل بوسه همه حرمت وی پاس کنید
جسم صدپاره عباس در آغوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید
http://8809.blogfa.com/ آقام حسین حسین جان
آقام حسین حسین جان (۲)
بی نام و بی نشانیم مانند آسمانیم / ما تیغ ذوالفقاریم باکی ز کس نداریم
ما مست جام عشقیم ما سائل دمشقیم / ما سر به تن نداریم بر تن کفن نداریم
آقام حسین حسین جان (۲)
دیوانه حسین و عباس قهرمانیم / جز کربلا گویی میل و هوس نداریم
غیر از حسین نخواهیم تا کربلا روانیم / شاهی بجز حسین عریان بدن نداریم
آقام حسین حسین جان (۲) (میان خیمه ها زینب)
(میان خیمه ها زینب)
میان خیمه ها زینب صدا می زد حسین جانم
به صد شور و نوا زینب صدا می زد حسین جانم
میان خیمه ها زینب صدا می زد حسین جانم
به صد شور و نوا زینب صدا می زد حسین جانم
چو دیدی زینب کبری به اطراف حسین اعداع -2
بکف شمشیر و خنجرها به غمها مبتلا زینب صدا می زد حسین جانم
به قربانت شود خواهر بسوی زینبت بنگر-2 دلش گردیده پرازجرع
به دشت نینوا زینب صدا می زد حسین جانم
تقاضا دارم از یکتا -2 مرا سازد کنون اما نبیند نبیند زیر شمشیرها ز جور عشقیان
صدا می زد حسین جانم
برای قتل تو ادوان مسلمان گشته اند این سان
تنت گشته به خون قلتان -3 به صد صدا اشنا صدا میزد حسین جانم
میان جسم تو را دارد-2 نه شرمی از خدا دارند نه خوفی از جزا دارند دره قوم دغا زینب
صدا میزد حسین جانم
به امر زاده صفیان سپاهی شوم بی ایمان -2 پی قتلت برادرت جان ز غم قندش دو تا زینب
صدا می زد حسین جانم عمه جان اینجا کجاست
عمه جان اینجا کجاست
سوز آه و ناله است دل خراش غم فضاست
عمه جان اینجا کجاست
خاک این صحرا چرا عمه می ریزی به سر
می زنی بر سینه و می کشی آه از جگر(2)
جای جای این زمین می کنی هر دم نظر
گوی و این خاک پاک پیش چشمت آشناست(2)
عمه جان اینجا کجاست
گاه از درد درون بی قراری می کنی (2)
گه گلاب از چشمه دیده جاری می کنی
گه گزرای سر به خاک - - - آه و زاری می کنی
گاه می بوسی زمین - - -گاه فریاد ت به پاست
عمه جان اینجا کجاست
گه به این جانب دوان گه به ان جانب روان
بر دلم آتش زدی این چه حالست عمه جان خاک و سنگ این زمین با نوایت دانلود نوحه یا ابوفاضل علقمه قتلگاه تو با صدای مجید فیروزی
دانلود کنید
ز ازل بر لوح دل من نام نیکویت نوشته شد به خدا با مهر غم تو گل وجودم سرشته شد
باران غم و درد می بارد از آسمان علقمه داغ است خون ریزم ز دیدگان
یا ابوفاضل علقمه قتلگاه تو (۲)
شب تارم مونس و جانم باغ بهارم خزان شدی که چگونه دل بکنم از باغ بهارم خزان شدی
رنج و غم و درد می بارد از آسمان علقمه داغ است خون ریزم ز دیدگان
یا ابوفاضل علقمه قتلگاه تو (۲) ای زمین کربلا
دم نوحه: ای زمین کربلا من زاده پیغمبرم بر زمین گرم ِتو افتاده در خون پیکرم زاده پیغمبرم ،زاده پیغمبرم
ادامه ی نوحه: ای زمین کربلا امشب منم با ساربان قطع سازد ازبدن دست من وانگشترم ای زمین ازخون یاران گشته ای چون گلسِتان روی تو افتاده بی سرنوگلان ِپرپرم غم ندارم ای زمین از زخم شمشیر و سنان یادم آمد از گلوی خشک نازاصغرم ای زمین کربلا دارم به هر جانب نظر می کِشم من انتظار روی زهرا ،مادرم
چون به وقت مردنم بر سر ندارم هیچ کس مادرم آید ببندد هردو چشمان ترم ای زمین کربلا بودم تورامن میهمان با لب تشنه بُرَد شمر لعین از تن سرم ای زمین، جسم به خون غلتان بُوَد مهمان تورا بر سر نی می رود تا شام رأس انورم دانلود نوحه یا حبیبی یا حسین با صدای مجید فیروزی
دانلود کنید
یا حبیبی یا حسین (۲)
ای شهید کربلایم السلام - خامس آل عبایم السلام
کربلا دانی که برادر داده ام - کربلا دانی که سیلی خورده ام
یا حبیبی یا حسین (۲)
کربلا دانی که زندانی شده ام - کربلا دیدی که مهمانی شده ام
کربلا دیدی حسینم کشته شد - نوجوانانش به خون آغشته شد
یا حبیبی یا حسین (۲)
کربلا ماه بنی هاشم چه شد - یادگار مجتبی و قاسم چه شد
آمده ام بهرت عزادارای کنم - در جوارت گریه و زاری کنم
یا حبیبی یا حسین (۲)
ای برادر کو سرت کو پیکرت - ای برادر کو علی اکبرت
ای برادر ای شهید کربلا - ای به خون آغشته ی دشت بلا
یا حبیبی یا حسین (۲)
دانلود نوحه حسین حسینم ابی عبدالله با مجید فیروزی
دانلود کنید
چون که نوبت بر سر ماه خون آمد - از وداع لاله ها دل به تنگ آمد
ماه خنجر ماه تیر گو به مجنون ها - این لبال لیلی و خیزران آمد
حسین حسینم ابی عبدالله ماه منیرم ابی عبدالله
کربلا بر تو مهمان رسیده
کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)
کربلا واکن آغوش خود را - بر پذیرایی آل طاها
خاک تو می شود قتلگاه - لاله های گلستان زهرا - کاروان شهید رسیده
کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)
نینوا ای زمین بلاخیز - قتلگاه علی اکبری تو
ای محمل نزول شهادت - مهد ناز علی اصغری تو - بر تن پاک تو جان رسیده
کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)
ساربانا تحمل کن اینجا - ناقه زینب از پا فتاده
ای جوانان سوی زینب آیید - تا که گردد ز محمل پیاده - موسم عهد و پیمان رسیده
کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)
خاک تو ای بهشت شهیدان - می شود قبله حاجت دل
با سپاه خدا و جوانان - کرده خون خدا در تو منزل - بر تن پاک تو جان رسیده
کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲) دانلود نوحه بنشين تا به تو گويم زينب با حسین فخری
دانلود کنید
بنشین تا به تو بگویم زینب-غم دل با تو بگویم زینب(2)
بعد من غافله سالار تویی خواهر من خولی و شمر به ما دشمن جان خواهد شود خواهر من
خون ما جمله در این دشت روان خواهد شد دختر حیدر کرار تویی خواهر من
خواهرم اکبر عباس علی اصغر من هدف نیزه و پیکان و جفا خواهد شود خواهر من
جمله یاران حسین در سفر کرب و بلا سر به کف جان به ره دین خدا خواهد شود خواهر من
بنشین تا به تو بگویم زینب-غم دل با تو بگویم زینب(2)
خواهرم خون شهیدان به بیابان بلا نهر جوینده پر شور بلا خواهد شود خواهر من
چون که با دجله با نهر فرات آمیزد خواهرم خوب و نگر تا که چه ها خواهد شد خواهر من
موج توفنده و بران چو هزاران شمشیر بی امان بر سر عدوان خدا خواهد شد خواهر من
چون که خون شهدا چشم عدو را بندند بزم و تابوت به یک لحظه عزا خواهد شد خواهر من
بنشین تا به تو بگویم زینب-غم دل با تو بگویم زینب(2)
بعد من خواهر من بازو نما قصه ی ما چو زبانت سپر آل عبا خواهد شد خواهر من
چون که بر نی سر پر خون حسینت بینی خواهرم صبر و نما ظلم و فنا خواهد شد خواهر من
اهل بیتم همه در مرگ پدر می گیرند ام الکثوم نگران دم به نوا خواهد شد خواهر من
گر تو را مضطر و نالان پریشان بیند شاد و خندان دو لب دشمن ما خواهد شد خواهر من
بنشین تا به تو بگویم زینب-غم دل با تو بگویم زینب(2)
لشگر خصم شما را به اسيري گيرند شام غم مسکن و ماواي شما خواهد شد ؛ خواهرمناين زمان نوبت شمشير زبان مي ايد تيز و بران به چون خون شهدا خواهد شد ؛ خواهر من در کربلا آمد حسین
سبک نوحه فردا حسین سر می دهد
در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)
آمد محرم اهل عالم جمله اندر شور و شین - همچون خلیل الله سرکوی منا آمد حسین
باز از چه گردیده جهان پر از نوا یا بوالعجب - آمد بدشت کربلا شاهنشه عالی نسب
شد قلب های شیعیان خون از غم شاه عرب - در این زمین بیکس شود آن شهریار عالمین
در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)
واغربتا شد اهل بیت مصطفی بی خانمان - از حیله قوم جفا جو وامصیبت الامان
کردند به مهمانی طلب با صد جفاهای نهان - پس بهر جنگ از هر طرف بستند صفوف لشکرین
در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)
آب فراتی را که بودی مهربان فاطمه - بستند بر روی عزیز جان نثار فاطمه
از تشنگی در آه و فغان کودکان فاطمه - شد بانک واویلا بلند از جمله طفلان حسین
در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)
داری سر کین از جفا با آل حیدر ای فلک - نا کرده ئی شرم ز روی پاک حیدر ای فلک
خنجر شدی گه در کف شمر ستمگر ای فلک - تا با لب عطشان ز کین سازد جدا راس حسین
در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)
باز از قضای آسمان ماه محرم شد پدید - بس شکوه دارم با دل خون از ستم های یزید
بی حد جفا از آن لعین بر آن پیغمبر رسید = گریان و نالان نالم از بهر غریبی حسین
در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲) یا فاطمه رسیده محرم حسینت
ایام سوگواری شهادت سرور و سالار شهیدان امام
حسین (ع) بر همگان تسلیت باد.
یا فاطمه رسیده محرم حسینت
بهار اشک و ناله در ماتم حسینت
ماهی که گردد از مین پرپر گل بهارت
ماهی که میهمان را لب تشنه سر بریدند
کبوتر حرم را با تشنه سر بریدند
شال عزا و بسته بانوی دل شکسته
ماهی که زینب تو صاحب عزای آن است
از داغ شش برادر دل خون و قد کمان است
دانلود نوحه جوانان بنی هاشم بیایید از سعید یدالهی
دانلود کنید
جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید
بگوئید مادرش لیلا بیایید.مباشد مادرش لیلا بیایید.تماشای قد اکبر نمایید.
جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید
بگویید عمه ش زینب بیایید. علی را بر در خیمه رساند
خدا داند که من طاقت ندارم.علی را بر در خیمه رسانم
علی جان چراغ شام تارم.فراقت برده آرام و قرارم
نچیدم حجلگاه شادی تو.ندیدم من شب دامادی تو
امیدم بود تو در هنگام پیری.عصای پیری مادر بگیری
به امیدی علی اکبر بیایید.در غم بر رخ لیلا گشاید
جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید
بگویید عمه ش زینب بیایید. علی را بر در خیمه رساند
خدا داند که من طاقت ندارم.علی را بر در خیمه رسانم
منو یاذ قد شمشادی تو. منو ناکامی و ناشادی تو
منو یاد لب خشکیده ی تو.منو سوز دل تپدیده ی تو
منو اون زخمهای بی حسابت.منو اون پیکر در خون خضابت.
جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید
ای اهل حرم میرو علمدار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد
از خیمه رسد واعطشا از لب طفلان در علقمه شد کشته عمو با لب عطشاندستی که زده بوسه بر آن ساقی کوثر با نیزه و شمشیر جدا گشته ز پیکر
ای اهل حرم میرو علمدار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد
سقای حسین سید و سالار نیامد، علمدار نیامد، علمدار نیامد
رخصت بده از داغ شقایق بنویسم
از بغض گلوگیر دقایق بنویسم
می خواهم از آن ساقی عاشق بنویسم
نم نم به خروش آیم و هق هق بنویسم
دل خون شد و از معرکه دلدار نیامد
" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
در هر قدمت هر نفست جلوۀ ذات است
وصف تو فراتر ز شعور کلمات است
در حسرت لب های تو لب های فرات است
عالم همه از این همه ایثار تو مات است
از علقمه با دیدۀ خونبار نیامد
" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
سقا تویی و اهل حرم چشم به راهت
دل ها همه مست رجز گاه به گاهت
هرچند تو بودی و عطش بود و جراحت
دلواپس طفلان حرم بود نگاهت
سقای ادب جلوۀ ایثار نیامد
" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
افتاد نگاه تو به مهتاب دلش ریخت
وقتی به دل آب زدی آب دلش ریخت
فرق تو شکوفا شد و ارباب دلش ریخت
با سجدۀ خونین تو محراب دلش ریخت
صد حیف که آن یار وفادار نیامد
" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
انگار که در علقمه غوغا شده آری
خونبارترین واقعه بر پا شده آری
در بزم جنون نوبت سقا شده آری
دیگر پسر فاطمه تنها شده آری
این قافله را قافله سالار نیامد
" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
ای علقمه از عطر تو لبریز برادر
ای قصه ی دست تو غم انگیز برادر
بعد از تو بهارم شده پاییز برادر
برخیز حسین آمده برخیز برادر
عباس ترین حیدرکرار نیامد
" ای اهل حرم میر و علمدار نیامد"
حسین علاءالدین السلام عليک يا ابا عبدالله
السلام عليک يا ابا عبدالله
سبط خير الورى يا حسين يا حسين - شمع بزم ولا يا حسين يا حسينخون پاک خدا يا حسين يا حسين- دٌرّ بحر سما يا ابا عبداللهجان بقربان تو اي عزيز بتول-از تو شد جاودان دين پاک رسولعالمي از غمت گشته زار و ملول- با کام تشنه ات يا ابا عبداللهچون بآب فرات لشکر حق رسيد- در گلستان دين نورشادي دميدپر ثمر شد زنو نخل باغ اميد- شد جهان روشن از جلوه ي ثار اللهمکتب کربلا درس سازندگي است- درس حريّت ودرس آزادگي استخادمي درش بهترين زندگي است- تربتش مسلخ عشق انصار الله ای اهل عالم ماتم بگیرید - شد کشته عطشان فرزند زهرا ای اهل عالم ماتم بگیرید - شد کشته عطشان فرزند زهراصد وامصیبت سبط پیمبر - غلطان بخون است بر خاک صحرابر کوفه او بود با اینکه مهمان - کشتند او را با کام عطشانرأسش به نیزه کردند عدوان - گریان سر او بر نیزه بر مااو را به کوفه مهمان نمودند - پیراهنش را از تن ربودندخیمه گهش را گریان نمودند - طفلان او آواره به هر جایک جای سالم در پیکرش نیست - جز من به زاری کس در برش نیستافسوس میر نام آورش نیست - بر نهر علقم افتاده از پانی فرصتی تا بر او بنالم - بر نیزه رأسش گرید به حالمطوفان غم ها بشکسته بالم - شد دامنم از اشکم چو دریاکوفی به گردم در شادمانی - طفلان به دورم در نوحه خوانیخشک از عطش گشته هر زبانی - آواره اندر این دشت و صحراتا جامه اش را از تن ربودند - داغی دگر بر داغم فزودندطفلان ز سیلی چهره کبودند - نبود معین بر آل طاهااز خدعه نامردان کوفه - با اینکه او بود مهمان کوفهجسمش دریدند گرگان کوفه - آه از جفای این قوم اعداتا پیکرش را بی سر بدیدم - فریاد جانکاه از دل کشیدمدل از حیاتم دیگر بریدم - لرزان آهم شد عرش اعلایا رب بحق این نعش عریان - یا رب به اشک طفلان گریانیا رب بحق این رأس تابان - دیدار او را کن قسمت ما بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
برخیز از جا عزیز فاطمه بنگر حال سکینه دخترت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
جسمت صدپاره از تیغ و سنان گریان از سوگ تو هفت آسمان
جبریل در ماتمت بر سر زنان خنجر بنهاده کی بر حنجرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
فیض انوار رب العالمین سرو بستان ختم المرسلین
از چه غلطان به خونی بر زمین محزون شد قلب زینب خواهرتبابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بعد از قتل تو ای جان پدر گردید اهل و عیالت دربدر
آتش در خیمه گاهت شعله ور غارت رفته حریم اطهرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
کردند این کوفیان بی حیا ظلمی بی حد به آل مصطفی
کندند با گوشواره گوش ما بی کس اطفال نیکو منظرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
برخیز ای زیب آغوش رسول بنگر ای مونس جان بتول
حال درداهانت بین و ملول زد شمر سیلی به روی دخترت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بوسم زخم و جراحان تنت بنشان بابا مرا بر دامنت
دست را حایل کنم بر گردنت زد شمر سیلی به روی دخترت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
می کش دست نوازش بر سرم شاید یابد تسلا خاطرم
تا کی غلطان به خونت بنگرم هستم بابا سکینه دخترت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
گشتند یاران و انصارت شهید عون و فضل و علمدارت شهید
جمع جند وفادارت شهید بابا کو اصغر و کو اکبرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
فریاد از ظلم و جور اشقیا تشنه لب در زمین کربلا
از چه کردند شهیدت یا ابا رخشان بر نیزه رأس انورت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
شاعر: حاج حبیب الله معلمی بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
برخیز از جا عزیز فاطمه بنگر حال سکینه دخترت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
جسمت صدپاره از تیغ و سنان گریان از سوگ تو هفت آسمان
جبریل در ماتمت بر سر زنان خنجر بنهاده کی بر حنجرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
فیض انوار رب العالمین سرو بستان ختم المرسلین
از چه غلطان به خونی بر زمین محزون شد قلب زینب خواهرتبابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بعد از قتل تو ای جان پدر گردید اهل و عیالت دربدر
آتش در خیمه گاهت شعله ور غارت رفته حریم اطهرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
کردند این کوفیان بی حیا ظلمی بی حد به آل مصطفی
کندند با گوشواره گوش ما بی کس اطفال نیکو منظرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
برخیز ای زیب آغوش رسول بنگر ای مونس جان بتول
حال درداهانت بین و ملول زد شمر سیلی به روی دخترت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
بوسم زخم و جراحان تنت بنشان بابا مرا بر دامنت
دست را حایل کنم بر گردنت زد شمر سیلی به روی دخترت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
می کش دست نوازش بر سرم شاید یابد تسلا خاطرم
تا کی غلطان به خونت بنگرم هستم بابا سکینه دخترت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
گشتند یاران و انصارت شهید عون و فضل و علمدارت شهید
جمع جند وفادارت شهید بابا کو اصغر و کو اکبرت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
فریاد از ظلم و جور اشقیا تشنه لب در زمین کربلا
از چه کردند شهیدت یا ابا رخشان بر نیزه رأس انورت بابا قربان نعش بی سرت
بابا قربان نعش بی سرت عریان افتاده در خون پیکرت
شاعر: حاج حبیب الله معلمی ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
روز عاشورا
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
ای توسن فرخ لقا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
بردی به مُلک لامکان ، سوی معراجش
بنهـاده بـر سـر کبریا ، از شرف تاجش
یا بر خدنگ کوفیـان ، کـردی آماجش
احـوال او بـرگو به ما ، کو حسین(ع) من؟
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
ای پیک فـرخ پـی بگـو ، کو سلیمانم
کاندر ره او مانده است ، چشم گریانم
بنهاده بی کس از چـه رو ، در بیابانم
ای هدهد شهر صبا ، کو حسین(ع) من؟
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
رفت از پی آب حیات ، خضر راه من
میـر سکنـدر پاسبـان ، پـادشاه من
رفت از عطش بر آسمان ، دود آه من
در این زمین پر بلا ، کو حسین(ع) من؟
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین من(ع) ، نور عین من
جان داد و در راه وفا ، کو خلیلالله؟
قربانـی راه خدا ، کــو ذبیــح الله؟
ثاراللهم را بردهای ، سوی قربـانگاه
از چه نیامد از منا ، کو حسین(ع) من؟
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
گردید زینت واژگون ، از چه ای توسن؟
یالت چرا شد غرقه خون؟ بازگو بر من
شد راکبت را در کجا ، از فرس مسکن
بـی مونس و بی آشنا، کو حسین من؟
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
بردی حسینم را کنون ، در صف هیجا
ای اسـب بـیصاحب چرا ، آمدی تنها
دارد سکینـه در حـرم ، شـور و واویلا
گویـد رقیـه وا ابـا ، کـو حسیـن(ع) من؟
ای ذوالجناح با وفا، کو حسین(ع) من ، نور عین من
گو شمر ببریده سرش ، می نکن پنهان
لکـن حسینم تشنـه رفت ، جانب میدان
تر شد گلوی خشک او؟ ، داد و وانگه جان؟
یا تشنه شد رأسش جدا؟ ، کو حسین(ع) من؟
ای ذوالجناح با وفا ، کو حسین(ع) من ، نور عین من
_____
سبک نوحه را ازاینجا دریافت کنید علي اصغرم لالاي، لايي مادرم لالاي
بخواب اي غنچه ي پرپر، بخواب اي کودک مادر
علي اصغرم لالاي، لايي مادرم لالاي
عزيزم از چه بيتابي چرا مادر نميخوابي؟
گمانم تشنه آبي، علي اصغرم لالاي
مزن آتش به جان من، مبر تاب و توان من
ببين اشک روان من، علي اصغرم لالاي
چرا مادر علي جانم نميگيري تو پستانم
چه ميخواهي نميدانم، علي اصغرم لالاي
عزيز من مکن غوغا بخواب اي کودک زيبا
مسوزان قلب مادر را، علي اصغرم لالاي
مزن آتش دل من را مسوزان حاصل من را
علي اصغرم لالاي، لالايي مادرم لالاي
چه شور است اين به سر داري، مگر ميل سفر داري؟
مکان و منزل من را علي اصغرم لالاي
نخوابم در کنار تو خزان گردد بهار تو
چنين مادر مکن زاري، علي اصغرم لالاي واویلا، واویلا، شب قتل حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
امشب شب عاشورای خسرو خوبان است – از بهر هفتاد و دو تن زهرا پریشان است
جن و ملک زین ماجرا غمگین و نالان است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
امشب حسین بن علی اندر دعا باشد – تا صبح مشغول عبادت با خدا باشد
فردا سر نورانیش بر نیزه ها باشد – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
امشب به خیمه اصغر شیرین زبان خواب است – فردا ز سوز تشنگی نالان و بی تاب است
در کربلا از بهر طفلان آب نایاب است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
فردا حسین تشنه لب تنهای تنها می شود – از ظلم جور کوفیان افسرده زهرا می شود
گریان ز هجر اکبرش غمدیده لیلا می شود – در عالم، در عالم فریاد شور و شین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
فردا در این صحرا شود کشته علی اکبر – گردد جدا دست از تن عباس نام آور
باشد حسین بن علی بی مونس و یاور – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2) دانلود نوحه بی برادر شده ام با صدای کربلایی مرتضی حبیب پور بی برادر شده ام واویلا بی دلاور شده ام واویلا
دانلود فایل صوتی نوحه بی برادر شده ام با صدای کربلایی مرتضی حبیب پور
متن نوحه در ادامه مطلب ادامه مطلب نهاد پا در فرات، خواست لبی تر کند
نهاد پا در فرات، خواست لبی تر کند برای اهل حرم، آب میسر کند
داغ عطش بر لبش هر طرفش دشمنی باز در این مهلکه یاد برادر کند
تشنه لب داده جان بر لب دریای آب خجل از روی او گشته دل آفتاب
دست عباس چون جدا شد محشری در خیمه ها شد
علم افتاده و نیست علمدار حسین، یا حسین علم افتاده و نیست دگر یار حسین، یا حسین
یک طرف دست یک طرف مشک دل پر از خون دیده پر اشک
چو آمد از علقمه نوای ادرک اخا بگفت ای برادر زپا فتادم بیا
رسید چون این نوا به گوش اهل حرم ز آب بگذشته و به لب همه این نوا
علم افتاده و نیست علمدار حسین، یا حسین علم افتاده و نیست دگر یار حسین، یا حسین
یک طرف دست یک طرف مشک دل پر از خون دیده پر اشک
ساقی لب تشنگان گرچه زتن داده دست پرده ظلمت درید بند ستم را گسست
داده سرو داده جان در ره آزادگی بر دل حق باوران داغ غم او نشست
سرخی خون او پشت ستم بشکند عاقبت خانه ظلم زبن بر کند
کربلا شد شور محشر مرگ و نفرین بر ستمگر
لينك دانلود ساربانا مهلتی آرام جان گم کرده ام
دم نوحه :
ساربانا مهلتی آرام جان گم کرده ام
من در این دریای خون در گران گم کرده ام
ادامه:
ساربانا مهلتی دارم در این جا مشگلی
رفته از دستم گلی از وی نبردم حاصلی
اندر این دشت بلا رفته زدستم نوگلی
من حسین باوفا آرام جان گم کرده ام
ساربان بهر خدا یک ساعتی آهسته تر
اندر این دشت بلا گم گشته از من تاج سر
یعنی یک دنیا برادر از من خونین جگر
اندر این صحرا ززجور گوفیان گم کرده ام
ساربانا مهلتی تا تابر سر نعش حسین
راز دل گویم ببارم خون دل از هردو عین
در عزایش عالمی را پکنم از شور و شین
من برادر در میان خاک و خون گم کرده ام
مهلتی تا جستجویی اندرین صحرا کنم
در میان قتلگه من کشته ام پیدا کنم
بر سرنعش برادر دیده را دریا کنم
خاک بر فرقم که نور دیدگاه گم مرده ام
http://haj-mokhtar.blogfa.com/ وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنم وقتی علم میبینم یاد علمدار میکنم وقتی که غم میبینم یاد غم یار میکنموقتی که آب میبینم یاد لب سقا میکنم وقتی که گل میبینم یاد گل لیلا میکنمآقا به عشق کربلا می کشی عاقبت مراخونم حلالت آقا خونم حلالتبه عشق بین الرحمین می کشی ام چرا حسینجون ناقابلمو بگیر اما منو کربلا ببر چیزی ازت کم نمیشه بیا و آبرو بخردوست دارم اون روزی که وا می شه راه کربلا تن صد پاره من مونده باشه تو سنگرازیر آفتاب بسوزه پیکر بی مزار منزائرای کربلا رد بشن از کنار من نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب
این نوحه را اهنگران خوانده است
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
دل می رود خبر دهد به زهرا که بچه ات فتاده روی صحرا ببین خزان رسیده نوگلت را بیا نما جراحتش مداوا
حسین تو غریب و تنها خفته حسینت اینجا خفته
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسینت اینجا خفته
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
منای من زمین کربلا شد تشنه جگر سر از تنم جدا شد
به این شهادتم خدا را رضا شد حماسه ها زخون من به پا شد
ذبیح حق سر از تنش جدا خفته حسین اینجا خفته
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسینت اینجا خفته
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
ز تیغ کین بریده حنجر من به روی نی نزاره کن سر من هزار پاره پاره پیکر من به پیش دیده ی دو خواهر منبه قتلگه راه مسیحا خفته حسینت اینجا خفته
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲)
رَوی تو چون به سوی شام ویران همره تو قافله ی اسیران حماسه ساز صحنه ی جهادم گوهر عشق و روح عدل و دادممیان خون عزیز زهرا حسین اینجا خفته
نیزه شکسته ها را بزن کنار زینب حسینت اینجا خفته (۲) بيا مادر از حرم بيرون سرو بستانت ميرود ميدان دم نوحه:بيا مادر از حرم بيرون سرو بستانت ميرود ميدانكفن بنما بر تن قاسم مونس جانت ميرود ميدانادامه:بيا مادر درد دل گويم اين دم آخر با تو از احسانمكن ديگر بعدم اي مادر گريه و زاري ناله و افغانبود يارم اندر اين صحرا اي ستمديده خالق سبحانزجور چرخ گل مادر از گلستانت ميرود ميداناگر ديدي پيكرم را در خاك و خون غلطان صبر كن مادراگر ديدي راس من بر ني چون مه تابان صبر كن مادراگر ديدي پيكرم را در خاك و خون غلطان صبر كن مادرحلالم کن ناز پرورده روی دامانت میرود میدانرهایم کن تا که بنشینم بر براق مرگ با هزار افغانکه جولانم گشته ای مادر دیده گریان غرقه جانانز خون من باید این صحرا لالهگون گردد از دم پیکانشود جسمم طوطیا از کین جان جانانت میرود میدانبیا مادر لحظه ای بنشین در کنار من از ره یاری من كه مانند نى در نوایم عاشقم عاشق كربلایم
من كه مانند نى در نوایم عاشقم عاشق كربلایمروز و شب در غم و شور و شینم عاشق كربلاى حسینمخادم كوى آن نور عینم عبد درگاه آن مقتدایمگر چه بگذشته دور جوانى لیك در پیرى و ناتوانىبلبل آسا كنم نغمه خوانى تا كه باشد طنین در صدایمیا حسین جز تو شاهى ندارم جز تو شاها پناهى ندارمعاشقم من گناهى ندارم حق بود شاهد مدّعایمیا حسین اى عزیز پیمبر زاده عصمتِ پاك داورزیب عرش خدا پور حیدر با غم و عشق تو آشنایممن چو مجنون صحرا نوردم آشنا با غم و رنج و دردمتا فداى وفاى تو گردم در رثایت سخن مى سرایمگشته ام تا به مهر تو پاى بند گر جدا گردَدَم بند از بندنگسلم از تو یك لحظه پیوند اى شهید سر از تن جدایمیا حسین جان عالم فدایت جان به قربان مهر و وفایتبین كه (مردانى ) با وفایت اشك خون ریزد از دیده هایمحق به محشر چو خواهد حسابم در سؤ الش بود این جوابمذاكر زاده بو ترابم مرثیت خوان آل عبایم دانلود نوحه به یاد کربلا دلها غمین است با صدای حسین فخری
دانلود کنید
به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)
بـسـوز ای دل که امروز اربـعیـن است *** عـزای پـور ختـم المرسـلیـن است
مـرام شـیـعـه در خـون ریـشـه دارد *** نگـهبانی ز خط خـون چنین است
حـسـین بن علـی سالار دین است *** امـام و رهـبـر اهـل یـقـیـن است
قــیـام کـربـلـــا گـشـت تـــا قـیـامـت *** سراسر درس بهـر مسلمین است
به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)
حسین است آنکه با حـق همنشین است **** خـدا را حـجـت و دیـن را امـیـن اسـت
حسین است آنـکه درخـط شهـادت **** امــام اولــیــن و آخـریــن اسـت
حـسـین است آنــکـه حـق را جـاودان کــرد **** حسین اسـت آنکه بـاطـل را عیان کرد
حسین اسـت آنکه حکـم دیـن بیان کـرد **** حسین است آنکه با قرآن قرین است
به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)
دل مــا در پـی آن کـاروان اسـت *** که از کرب و بلا با غم روان است
چه زنجـیری به دست و بـازوان اسـت *** کـه گـریـان دیـده ی روح الامـیـن اسـت
اگر در کربـلا غـم بـی شمـار است *** اگــر دل هـای شـیـعه داغـدار است
اگر چـشـمان مـهـدی اشکبار است *** ز داغِ آن وداعِ آخـــــــریــــــن اســـت
به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)
پیام خون خطابی آتشین است *** بقاءِ دیـن قرینِ اربعیـن است
کــه تــاریـخِ پُـر از خـون و شـهـادت *** سراسر اربعین در اربعین است
به دورانِ سیاهِ سلطه ی شب *** که میدوزند از افشاگران لب
جـهـادِ حـضـرت سـجـاد و زیـنـب *** بیانِ خطبه های آتشین است
زبـانِ زیـنـب٬این بـانـوی پُــر درد *** که هست آموزگارِ هر زن و مرد
چنـان در کـوفـه طـوفانـی به پـا کرد *** تو گویی خود٬امیر المؤمنین است
اسیران را چو بر محمل نشاندند *** تـو گویی تیر غم بر دل نشاندند
گُلی را چیده و در گِل نشاندند *** رقیه آن گل شادابِ دین است
دیـار شـام با غـم ها قـریـن اسـت *** قلوب شیعیان زین غم حزین است
مـزار زیـنـب و قـــبـــر رقـیــه *** تجلی گاه عشق عارفین است
به یاد کربلا دلها غمین است دلا خون گریه کن چون اربعین است(۲)
شهادت نامه ها خوبان نوشتند*** چه خوش با خون خود عنوان نوشتندبه دل بستند با دلدار پیمان*** به خون سرخطّ آن پیمان نوشتندبیابان لاله گون کردند و رفتند*** کتـاب عـشـق را ایـنان نوشتندبُوَد خون شهیدان پاک، از آنرو*** که بـا آن مـعنی قـرآن نوشتندشهیدان امتحان خـویش دادنـد *** که درس عشق تا پایان نوشتندگَهی در مسجد و گاهی به محراب *** گَهی در صحـنه میـدان نوشتندبــرای درد مظلـومان عـالم *** طبیبان نسخه درمـان نوشتندبدستور خــدا نام شـهـیـدان *** به باب روضه رضوان نوشتندبه خـون هر شهیـدی یـادواره*** به بـرگ لالـه کنـعـان نوشتند شام غریبان امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب نوای کودکان بر بام کیوان است
شام غریبان است
امشب به دشت کربلا نالان یتیمانند
تا صبح گریانند
امشب به روی کشته ها در ناله مرغانند
چون نی در افغانند
بر خاک بی غسل و کفن رعنا جوانانند
خوابیده عریانند
بر غربت اجسادشان عالم پریشان است
شام غریبان است
امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است
شام غریبان است
امشب عیال مصطفی در گوشهء صحرا
بی منزل و ماوا
اموالشان تاراج کین از فرقهء اعدا
ای آه و واویلا
خون می رود امشب ز چشم دختر زهرا
اف بر تو ای دنیا
آل علی ویران نشین اندر بیابان است
شام غریبان است
امشب یتیمان جهان در گوشهء هامون
غلطان به بحر خون
اندر هوای خاتم او بزدل ملعون
دیوانه و مجنون
سازد جدا انگشت او آن بی حیای دون
ای چرخ شو ویران
کی خاتم محبوب حق در خورد دیران است
شام غریبان است
امشب به بالین حسین زینب عزادار است
بر غم گرفتار است
امشب سکینه بر سر نعش پدر زار است
از دیده گریانست
زهرا به دور کشته ها با خیل حوران است
از دیده خونبار است
امشب فلک گریان به حال آل اطهار است
شام غریبان است
امشب تن پاک حسین در قتلگاه بی سر
در بحر خون اند
خوابیده بی غسل و کفن با اکبر و اصغر
با یاوران یکسر
آثار ظلم خولی مردود سگ کمتر
در کنج خاکستر
گاهی به حال دختران اندر پرستاری
از راه غمخواری
گاهی کند در مطبخ خولی
آن عصمت باری
از ماتمش خائف نواخوانست و گریان است
شام غریبان است امشب حرم آل علی، آب ندارد امشب حرم آل علی، آب نداردطفلان مصیبت زده را خواب نداردیک امشب علی اصغر ِ بی شیر بخوابدفردا به روی دست پدر، تاب نداردای وایای وایای وایامشبی را شه دین در حرمش مهمان استمکن ای صبح طلوع، مکن ای صبح طلوع شد اخرین دیدار ما خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)
ای خواهر غمدیده بیقرار من - هستی انیس و مونس و غمگسار من
آتش مزن بر سینه داغدار من - نور دل خیر النساء خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)
دارم تمنا این دم آخر از تو من - خواهر ز خیمه آور آن کهنه پیراهن
تا این دم آخر کنم من ورا بر تن - ای یادگار مرتضا خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)
این آخرین دیدار ماست مهربان خواهر - سخت است دل کندن ز تو لحظه آخر
تنها تو می مانی و این لشکر کافر - بر حق سپارم من تو را خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)
من می روم میدان که دین جاودان ماند - حق و حقیقت پایدار در جهان ماند
خواهر چو بینی راسم از تن جدا گردد - صد پاره جسم از دم نیزه ها گردد
تیر سه شعبه در دل من رها گردد - کم استقامت در بلا خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)
در قتلگه بینی اگر حسم من عریان - بینی تنم افتاده در خاک و خون غلطان
پیش چشم خصم دین تو نما افغان - بر کودکان مضطرم مهربانی کن
بر اهل بیت و دخترم مهربانی کن - بر غنچه های احمرم باغبانی کن
راسم انیست هر کجا خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲)
بر کوداکنم خواهرم جای مادر شو - با صبر خود اسلام را یار و یاور شو
در این سفر رسوا گر قوم کافر شو - ای قهرمان کربلا خواهر ای زینب
شد آخرین دیدار ما خواهر ای زینب (۲) نيزه شكستهها را بزن كنار زينب
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
دل می رود خبر دهد به زهرا - که بچه ات فتاده روی صحرا
ببین خزان رسیده نوگلت را - بیا نما جراحتش مدوا -
حسين تو غريب و تنها خفته حسينت اينجا خفته
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسينت اينجا خفته
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
منای من زمین کربلا شد - تشنه جگر سر از تنم جدا شد
به این شهادتم خدا رضا شد - حماسه ها ز خون من به پا شد
ذبيح حق سر از تنش جدا خفته - حسینت اینجا خفته
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
کنار قتلگاهم قدم گذار زینب - حسينت اينجا خفته
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
ز تیغ کین بریده حنجر من - به روی نی نزاره کن سر من
هزار پاره پاره پیکر من - به پیش دیده ی دو خواهر من
به قتلگاه راه مسحیا خفته حسينت اينجا خفته
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
روي تو چون به سوي شام ويران - همره تو قافله اسيران
حماسه ساز صحنه ی جهادم - گوهر عشق و عدل و دادم
میان خون عزیز زهرا خفته حسينت اينجا خفته
نيزه شكستهها را بزن كنار زينب حسينت اينجا خفته حسينت اينجا خفته
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=73065&musicID=75517 فردا حسین سر می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
شش ماهه اصغر می دهد، هم عون و جعفر می دهد
امشب حسین دلداری فرزندخواهر می دهد فردا سر و دست و بدن در راه داور می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب شه دنیا و دین،با قلب مجروح و غمین - گوید به زین العابدین باشد وداع آخرین
ای دل غمین حالم ببین از جور قوم مشرکین - فردا یقین شمر لعین آبم ز خنجر می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب کند لیلا فغان زینب بود بر سر زنان این از غم سلطان دین آن از فراغ نوجوان
این در صدای الحذر آن در نوای الامان این با برادر در سخن آن دل به اکبر می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب حسین در کربلاگردد به دور خیمه ها - گاهی به بانگ یا نبی گاهی به صوت یا اخا
گاهی به فکر کودکان گه در نماز و در دعا - فردا به راه امتحان سر را به کافر می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب همه اطفال او را تشنگی در گفتگو - غم در دل و خون در گلو بشکسته سر بگشاده مو
باشد برادر در سخن گه با پدر گه با عمو - فردا حسین این جمله را تسلیم خواهر می کند
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲)
امشب سکینه از عطش بگرفته دامان پدر - هر دم زند بر سینه و گاهی به پهلو گه به سر
گوید که ای جان پدرعزم سفر مگر داری - سید چو مجنون با قلم تشکیل دفتر می دهد
فردا حسین سر می دهد ،عباس و اکبر می دهد (۲) واویلا، واویلا، شب قتل حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
امشب شب عاشورای خسرو خوبان است – از بهر هفتاد و دو تن زهرا پریشان است
جن و ملک زین ماجرا غمگین و نالان است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
امشب حسین بن علی اندر دعا باشد – تا صبح مشغول عبادت با خدا باشد
فردا سر نورانیش بر نیزه ها باشد – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
امشب به خیمه اصغر شیرین زبان خواب است – فردا ز سوز تشنگی نالان و بی تاب است
در کربلا از بهر طفلان آب نایاب است – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
فردا حسین تشنه لب تنهای تنها می شود – از ظلم جور کوفیان افسرده می شود
گریان ز هجر اکبرش غمدیده لیلا می شود – در عالم، در عالم فریاد شور و شین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2)
فردا در این صحرا شود کشته علی اکبر – گردد جدا دست از تن عباس نام آور
باشد حسین بن علی بی مونس و یاور – در هر جا، در هر جا، آوای یا حسین است
واویلا، واویلا، شب قتل حسین است (2) حضرت عباس
سبک نوحه
تشنگان حرم عشق همه گوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید
ناله واعطشا را همه خاموش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید
می رسد دم به دم از علقمه فریاد حسین کیست این لحظه کند روی به امداد حسین
خیمه ها را همگی جمله سیه پوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید
جسم عباس علمدار زمین افتاده با لب تشنه نگهبان حرم جان داده
می ز جام غم و انده و الم نوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید
کیست مردانه چو عباس علم برگیرد رمق از پیکره ظلم و ستم برگیرد
علم اشک و عزا را همه بر دوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید
گل نثار تن صدپاره عباس کنید با گل بوسه همه حرمت وی پاس کنید
جسم صدپاره عباس در آغوش کنید آب را از نظر خویش فراموش کنید
http://8809.blogfa.com/ آقام حسین حسین جان
آقام حسین حسین جان (۲)
بی نام و بی نشانیم مانند آسمانیم / ما تیغ ذوالفقاریم باکی ز کس نداریم
ما مست جام عشقیم ما سائل دمشقیم / ما سر به تن نداریم بر تن کفن نداریم
آقام حسین حسین جان (۲)
دیوانه حسین و عباس قهرمانیم / جز کربلا گویی میل و هوس نداریم
غیر از حسین نخواهیم تا کربلا روانیم / شاهی بجز حسین عریان بدن نداریم
آقام حسین حسین جان (۲) (میان خیمه ها زینب)
(میان خیمه ها زینب)
میان خیمه ها زینب صدا می زد حسین جانم
به صد شور و نوا زینب صدا می زد حسین جانم
میان خیمه ها زینب صدا می زد حسین جانم
به صد شور و نوا زینب صدا می زد حسین جانم
چو دیدی زینب کبری به اطراف حسین اعداع -2
بکف شمشیر و خنجرها به غمها مبتلا زینب صدا می زد حسین جانم
به قربانت شود خواهر بسوی زینبت بنگر-2 دلش گردیده پرازجرع
به دشت نینوا زینب صدا می زد حسین جانم
تقاضا دارم از یکتا -2 مرا سازد کنون اما نبیند نبیند زیر شمشیرها ز جور عشقیان
صدا می زد حسین جانم
برای قتل تو ادوان مسلمان گشته اند این سان
تنت گشته به خون قلتان -3 به صد صدا اشنا صدا میزد حسین جانم
میان جسم تو را دارد-2 نه شرمی از خدا دارند نه خوفی از جزا دارند دره قوم دغا زینب
صدا میزد حسین جانم
به امر زاده صفیان سپاهی شوم بی ایمان -2 پی قتلت برادرت جان ز غم قندش دو تا زینب
صدا می زد حسین جانم عمه جان اینجا کجاست
عمه جان اینجا کجاست
سوز آه و ناله است دل خراش غم فضاست
عمه جان اینجا کجاست
خاک این صحرا چرا عمه می ریزی به سر
می زنی بر سینه و می کشی آه از جگر(2)
جای جای این زمین می کنی هر دم نظر
گوی و این خاک پاک پیش چشمت آشناست(2)
عمه جان اینجا کجاست
گاه از درد درون بی قراری می کنی (2)
گه گلاب از چشمه دیده جاری می کنی
گه گزرای سر به خاک - - - آه و زاری می کنی
گاه می بوسی زمین - - -گاه فریاد ت به پاست
عمه جان اینجا کجاست
گه به این جانب دوان گه به ان جانب روان
بر دلم آتش زدی این چه حالست عمه جان خاک و سنگ این زمین با نوایت دانلود نوحه یا ابوفاضل علقمه قتلگاه تو با صدای مجید فیروزی
دانلود کنید
ز ازل بر لوح دل من نام نیکویت نوشته شد به خدا با مهر غم تو گل وجودم سرشته شد
باران غم و درد می بارد از آسمان علقمه داغ است خون ریزم ز دیدگان
یا ابوفاضل علقمه قتلگاه تو (۲)
شب تارم مونس و جانم باغ بهارم خزان شدی که چگونه دل بکنم از باغ بهارم خزان شدی
رنج و غم و درد می بارد از آسمان علقمه داغ است خون ریزم ز دیدگان
یا ابوفاضل علقمه قتلگاه تو (۲) ای زمین کربلا
دم نوحه: ای زمین کربلا من زاده پیغمبرم بر زمین گرم ِتو افتاده در خون پیکرم زاده پیغمبرم ،زاده پیغمبرم
ادامه ی نوحه: ای زمین کربلا امشب منم با ساربان قطع سازد ازبدن دست من وانگشترم ای زمین ازخون یاران گشته ای چون گلسِتان روی تو افتاده بی سرنوگلان ِپرپرم غم ندارم ای زمین از زخم شمشیر و سنان یادم آمد از گلوی خشک نازاصغرم ای زمین کربلا دارم به هر جانب نظر می کِشم من انتظار روی زهرا ،مادرم
چون به وقت مردنم بر سر ندارم هیچ کس مادرم آید ببندد هردو چشمان ترم ای زمین کربلا بودم تورامن میهمان با لب تشنه بُرَد شمر لعین از تن سرم ای زمین، جسم به خون غلتان بُوَد مهمان تورا بر سر نی می رود تا شام رأس انورم دانلود نوحه یا حبیبی یا حسین با صدای مجید فیروزی
دانلود کنید
یا حبیبی یا حسین (۲)
ای شهید کربلایم السلام - خامس آل عبایم السلام
کربلا دانی که برادر داده ام - کربلا دانی که سیلی خورده ام
یا حبیبی یا حسین (۲)
کربلا دانی که زندانی شده ام - کربلا دیدی که مهمانی شده ام
کربلا دیدی حسینم کشته شد - نوجوانانش به خون آغشته شد
یا حبیبی یا حسین (۲)
کربلا ماه بنی هاشم چه شد - یادگار مجتبی و قاسم چه شد
آمده ام بهرت عزادارای کنم - در جوارت گریه و زاری کنم
یا حبیبی یا حسین (۲)
ای برادر کو سرت کو پیکرت - ای برادر کو علی اکبرت
ای برادر ای شهید کربلا - ای به خون آغشته ی دشت بلا
یا حبیبی یا حسین (۲)
دانلود نوحه حسین حسینم ابی عبدالله با مجید فیروزی
دانلود کنید
چون که نوبت بر سر ماه خون آمد - از وداع لاله ها دل به تنگ آمد
ماه خنجر ماه تیر گو به مجنون ها - این لبال لیلی و خیزران آمد
حسین حسینم ابی عبدالله ماه منیرم ابی عبدالله
کربلا بر تو مهمان رسیده
کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)
کربلا واکن آغوش خود را - بر پذیرایی آل طاها
خاک تو می شود قتلگاه - لاله های گلستان زهرا - کاروان شهید رسیده
کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)
نینوا ای زمین بلاخیز - قتلگاه علی اکبری تو
ای محمل نزول شهادت - مهد ناز علی اصغری تو - بر تن پاک تو جان رسیده
کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)
ساربانا تحمل کن اینجا - ناقه زینب از پا فتاده
ای جوانان سوی زینب آیید - تا که گردد ز محمل پیاده - موسم عهد و پیمان رسیده
کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲)
خاک تو ای بهشت شهیدان - می شود قبله حاجت دل
با سپاه خدا و جوانان - کرده خون خدا در تو منزل - بر تن پاک تو جان رسیده
کربلا بر تو مهمان رسیده - وعده وصل جانان رسیده (۲) دانلود نوحه بنشين تا به تو گويم زينب با حسین فخری
دانلود کنید
بنشین تا به تو بگویم زینب-غم دل با تو بگویم زینب(2)
بعد من غافله سالار تویی خواهر من خولی و شمر به ما دشمن جان خواهد شود خواهر من
خون ما جمله در این دشت روان خواهد شد دختر حیدر کرار تویی خواهر من
خواهرم اکبر عباس علی اصغر من هدف نیزه و پیکان و جفا خواهد شود خواهر من
جمله یاران حسین در سفر کرب و بلا سر به کف جان به ره دین خدا خواهد شود خواهر من
بنشین تا به تو بگویم زینب-غم دل با تو بگویم زینب(2)
خواهرم خون شهیدان به بیابان بلا نهر جوینده پر شور بلا خواهد شود خواهر من
چون که با دجله با نهر فرات آمیزد خواهرم خوب و نگر تا که چه ها خواهد شد خواهر من
موج توفنده و بران چو هزاران شمشیر بی امان بر سر عدوان خدا خواهد شد خواهر من
چون که خون شهدا چشم عدو را بندند بزم و تابوت به یک لحظه عزا خواهد شد خواهر من
بنشین تا به تو بگویم زینب-غم دل با تو بگویم زینب(2)
بعد من خواهر من بازو نما قصه ی ما چو زبانت سپر آل عبا خواهد شد خواهر من
چون که بر نی سر پر خون حسینت بینی خواهرم صبر و نما ظلم و فنا خواهد شد خواهر من
اهل بیتم همه در مرگ پدر می گیرند ام الکثوم نگران دم به نوا خواهد شد خواهر من
گر تو را مضطر و نالان پریشان بیند شاد و خندان دو لب دشمن ما خواهد شد خواهر من
بنشین تا به تو بگویم زینب-غم دل با تو بگویم زینب(2)
لشگر خصم شما را به اسيري گيرند شام غم مسکن و ماواي شما خواهد شد ؛ خواهرمناين زمان نوبت شمشير زبان مي ايد تيز و بران به چون خون شهدا خواهد شد ؛ خواهر من در کربلا آمد حسین
سبک نوحه فردا حسین سر می دهد
در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)
آمد محرم اهل عالم جمله اندر شور و شین - همچون خلیل الله سرکوی منا آمد حسین
باز از چه گردیده جهان پر از نوا یا بوالعجب - آمد بدشت کربلا شاهنشه عالی نسب
شد قلب های شیعیان خون از غم شاه عرب - در این زمین بیکس شود آن شهریار عالمین
در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)
واغربتا شد اهل بیت مصطفی بی خانمان - از حیله قوم جفا جو وامصیبت الامان
کردند به مهمانی طلب با صد جفاهای نهان - پس بهر جنگ از هر طرف بستند صفوف لشکرین
در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)
آب فراتی را که بودی مهربان فاطمه - بستند بر روی عزیز جان نثار فاطمه
از تشنگی در آه و فغان کودکان فاطمه - شد بانک واویلا بلند از جمله طفلان حسین
در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)
داری سر کین از جفا با آل حیدر ای فلک - نا کرده ئی شرم ز روی پاک حیدر ای فلک
خنجر شدی گه در کف شمر ستمگر ای فلک - تا با لب عطشان ز کین سازد جدا راس حسین
در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲)
باز از قضای آسمان ماه محرم شد پدید - بس شکوه دارم با دل خون از ستم های یزید
بی حد جفا از آن لعین بر آن پیغمبر رسید = گریان و نالان نالم از بهر غریبی حسین
در کربلا آمد حسین - بهر فدا آمد حسین (۲) یا فاطمه رسیده محرم حسینت
ایام سوگواری شهادت سرور و سالار شهیدان امام
حسین (ع) بر همگان تسلیت باد.
یا فاطمه رسیده محرم حسینت
بهار اشک و ناله در ماتم حسینت
ماهی که گردد از مین پرپر گل بهارت
ماهی که میهمان را لب تشنه سر بریدند
کبوتر حرم را با تشنه سر بریدند
شال عزا و بسته بانوی دل شکسته
ماهی که زینب تو صاحب عزای آن است
از داغ شش برادر دل خون و قد کمان است
دانلود نوحه جوانان بنی هاشم بیایید از سعید یدالهی
دانلود کنید
جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید
بگوئید مادرش لیلا بیایید.مباشد مادرش لیلا بیایید.تماشای قد اکبر نمایید.
جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید
بگویید عمه ش زینب بیایید. علی را بر در خیمه رساند
خدا داند که من طاقت ندارم.علی را بر در خیمه رسانم
علی جان چراغ شام تارم.فراقت برده آرام و قرارم
نچیدم حجلگاه شادی تو.ندیدم من شب دامادی تو
امیدم بود تو در هنگام پیری.عصای پیری مادر بگیری
به امیدی علی اکبر بیایید.در غم بر رخ لیلا گشاید
جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید
بگویید عمه ش زینب بیایید. علی را بر در خیمه رساند
خدا داند که من طاقت ندارم.علی را بر در خیمه رسانم
منو یاذ قد شمشادی تو. منو ناکامی و ناشادی تو
منو یاد لب خشکیده ی تو.منو سوز دل تپدیده ی تو
منو اون زخمهای بی حسابت.منو اون پیکر در خون خضابت.
جوانان بنی هاشم بیایید - علی را بر در خیمه رسانید
+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۴ ساعت 12:41 توسط علی اینانلو
|
هیات رزمندگان اسلام شهرستان بوئین زهرا بسم رب الشهداء والصدیقین و سلام برتمامی رزمندگان اسلام ، این وبلاگ جهت آگاه سازی نسل جوان و پیروی از خط امام و شهداء تدارک دیده شده است. امید است که مورد عنایت باری تعالی قرار بگیرد.انشاءا...